چنانچه به ابول گرامی به دیده آلات تخریب بنگریم، قضیه استهلاک داف به سادگی توجیه و هضم می شود. مسئله عمده همین اختلاف بعد دید نسبت به علل و موجبات اصلی موضوع است که در نهایت موجب تعارض عمده میان اقشار ساده اندیش و حتی کم اندیش و نیاندیش، از میان داف دوستان و داف گرایان و داف خواهان و ... خواهد شد.
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 20:17  توسط ژنیکوماست
|
گاهی اوقات در زندگی زن کم است و گاهی اوقات هم در زندگی زن کم است اما گاهی اوقات پیش می آید که در زندگی هم زن کم است هم زن کم است و این همان موقع است که آدم سرباز می شود. به قول ماست: پرنده هایی که پرواز می کنند برای ما نصیبی جز چلغوز نخواهند داشت یا به قولی سرباز وطن را نه تو دانی و نه من. حتی کفش دوزک ها هم این را می دانند که نباید سر به سر حشرات دیگر بگذارند. چون ما شوخی می کنیم رئال گل می زند! حتماْ می پرسی چرا؟! وقتی همین جوری بدون این که جمله اش را بگوید می رود سیگار بکشد، اسپرم های من هم زیر گرمای لپ تاپ داغ می شوند و می میرند و من می فهمم که سربازم و این برای سرباز ها بهتر است. برای سربازها یک اسپرم خوب یک اسپرم مرده است! به همین راحتی که سیگارت تمام شد قهوه من هم به گا رفت! جمله هم نگویی نمی میری اما گفتی که بی شرف ها به بهانه تامین امنیت تمام نیروی زرهی شان را به رخمان کشیدند، این هم جمله! حالا بمیر.
ژنیکو و دوستان
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 18:53  توسط ژنیکوماست
|
Hello!
Is it Duff you’re looking for?
I
follow the bolvar, down to Felestin, I’m looking to the butt’s of Duffs.
دلیل
چرخش زمین نیست جاذبه، دافه که زمین رو میچرخونه! جالبه!
Far from
curving Duffs, in the clear gray mind, I’m spareling down, to the Godo in
the town, where I hide.
Coming back
lo Duff.
Shine on you
crazy Duff
Cold cold
Duff, hard done by Duff. Something looks better Duffy,just passing
through.
بشنو
از داف چون خکایت میکند
Wish you
were Duff.
کی
اشکات رو پاک میکنه، شبا که داف نداری؟ دست رو موهات کی میکشه، وقتی داف
رو نداری؟
یک
دست جام باده و یک دست زلف داف
You have
been the Duff for me
Imagine
there is no Duff, it isn’t hard to do
Each small
Duff is a curve in human mind
Smoke baby!
Don’t say a word, and never mind that noise you heard. There is a duff
under your bed, in the Godo, in your head.
Dar delam
chizi hast, mesle yek Duff e blonde, mesle yek kaaje boland.
Duff is in
the air, you can feel it everywhere!
Poshte
divare shab ye Duffi dare…
Mother
should I kiss the Duff?
Smoke the
day’s last cigarette, remember what Duff said…
Se dard
aamad be jaanom har se yekbaar, gharibi o asiri o ghame Duff
Rage khaabe
Duff e mano raghibe man midoone…
Bi Duff
raftam, Bi Duff baaz aamadam, az sare kooye Oo, Duff e divaane!
Ey kaash
aadami Duffash ra hamchoon banafshe ha mishod ba khod bebarad harkoja ke
khaast
And I see no
bravery in your eyes anymore! Only Duffs!
Sabab gar
besoozad mosabbeb to hasti! Sabab saaze in jahaan Duff ast!
Dare garag
boodam Daffam suar shod, dele mosafera bar man kabab shod.
Andak andak,
Andak andak, jam’e Daffan miresand.
Eyd amad o
Eyd amad, Duffi ke ramid aamad.
Duff a ba
dahankaji behem migan, Cheshme Ommid o bebor az Asemoon, Duffa ba hamdige
farghi nadaaran, booye porteghaal midan tamoomeshoon.
Vaghti man
bache boodam, Duff ha enghadr khoshgel naboodand. Vaghti man bache boodam,
Duff bood, amma kam bood.
I can’t
leave, if living is without Duff.
Duffisla’
Bonieta
Mama! I’ve
just killed a Duff, put a gun against her head, pulled my trigger, now she
is dead.
I have
become comfortably Duffed.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 0:8  توسط ژنیکوماست
|
مثلا آنهایی که استعداد دارند می روند هنرمند می شوند. می روند در این "خانه هنرمندان" می نشینند و هات داگ گیاهی می خورند و با قهوه شان سیگاری هم دود می کنند. ملت عکسشان را می چسبانند پشت در اتاقشان و چه صفایی می کند با همین عکس. می روند مصاحبه می کنند و لبخند می زنند و هزار تا غلط دیگر که احتمالا به ذهن ما هم نمی رد. یک سری دیگر هم هستند که استعداد ندارند، ولی خــایه دارند. می روند فحش می دهند به ملت با استعداد و می گویند که ریده شده به هتر و بعد دوتا فیلمی، کتابی چیزی هم از خودشان صادر می کنند. ملت ما هم شده برای خنده می روند و می خرند و می بینند و ... البته نفس خایه داشتن به اندازه استعداد داشتن حال نمی دهد ولی گائیــدن دهان ملت هنرمند خیلی حال می دهد. دسته سوم نه استعداد داف شدن دارند و نه استعداد داف نمودن. اینها مثل منتقدین سینما 4 می روند و دافیده می شوند. حکم همان خواجه حرم سرا را هم دارند. فقط همزمان با سیگار قبل و بعد سکس می آیند و ور می زنند تا ابراز وجود کرده باشند. اصولا موقع سیگار کشیدن قبل و بعد از سکس هم برای کسی اهمیتی ندارد که شبکه 4 چه پخش می کند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 13:42  توسط ژنیکوماست
|
تا حالا دچار خود داف بینی شده اید؟ هان؟ نه! با تو نبودم! بپوش! بپوش! روی صحبتم با عزیزان داف از کف داده است و داف به کف نیاورده. اگر این طور شده حتما به پزشک مراجعه کنید. در کتاب ها آمده که ابن سینا دانشمند ایرانی چندین قرن پیش و حتی قبل از رنسانس برای این گونه امراض دارو تجویز می کرده. البته گویا این دارو ها کمی برای بینایی مضر اند.
+
نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:50  توسط ژنیکوماست
|
در این ایامِ سراسر شادی,دیدن داف های مهربان که خود را با عطر پرتقال شٌسته بودند و برای خریدن هدیه روزِ پدر(مرد) به فروشگاههای زنجیره ای قدس هجوم می آوردند اُمید را در دلمان زنده کرد. از این جهت خوشحال شدیم که این ها آنقدر هم که ما فکر میکردیم بی پدر نیستند. دچار یک بحران هویتی شدیم: براستی داف ها پدر دارند؟ اگر پدر دارند,این پدر در بقییه روزهای سال کجاست؟ داف مگه میتونه هدیه بده؟
تشکر به مناسبت روزِ پدر تمامِ مراکز داف بینی و داف بازی (جردن,ایران زمین,فرشته) بخاطر رفاه حال بازدید کنندگان تا ساعت 23 به فعالیت مشغول بودند. لذا جا دارد از دوستانمان در 110 تشکر کنیم که با عدم حظور خود ما را به این شادی میهمان کردند.
(لومباردو)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 19:27  توسط ژنیکوماست
|
داشتم سیگار می کشیدم و چون می خواستم سیگارم حروم نشه تصمیم گرفتم به یه چیزی فکر کنم. تو ذهنم اومد که آخه ریدم تو این دنیا! چرا باید این همه آدم تو یک کشور دائم تنشون بلرزه که یه دسته خری از اون سر دنیا پاشه بیاد رو کلشون بمب بندازه و کل دنیا هم تخمشون نباشه و یه مشت مونگل روانی هم از خداشون باشه که این بمبها بیافته رو کلشون و یه مشت انگل هم هی تو کون اون دسته خر سیخ کنن که حتماْ اون بمبها رو بندازه؟! بعد یه دفعه کلمه شعب ابی طالب به ذهنم اومد! آخه ریدم تو این دنیا! من برای چی باید همچین کلمه ای رو بلد باشم؟! آخه گنده گوزی بازی در میارید تحریمتون می کنن می گین این مثل شعب ابی طالب می مونه؟!!!! اعصابم که کاملاْ به فنا رفت سیگار دوم رو روشن کردم و این دفعه تصمیم گرفتم فکر نکنم و تا این تصمیم رو گرفتم چهره یک داف ناز پرتقالی گوگول بابا اومد تو ذهنم. امممممممممممممممممممممم. آخ که چه کیفی داره ...
ژنیکو!
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 3:7  توسط ژنیکوماست
|
داف رو خوده ما درست کردیم,حالا اون داره مارو درست (میکنه). اختلاف بین آدمها,شد داف. داف به عنوان یک جایزه برای ما مطرح شد,البته کسی نمیدونه که چه کارهایی باید کرد تا لایق این جایزه بشیم,هیچ راهِ مشخص برای رسیدن به قهرمانی و فتح داف وجود نداره.دوستان معتقد هستند که عنصر شانس بسیار تاثیر گذاره. داف تنها جایزه ایی که برندشو خودش انتخاب میکنه. پس بییاید دعا کنیم ... دعا تقدیر رو عوض میکنه.
(لومباردو)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 3:38  توسط ژنیکوماست
|
خرده دافیده های جهان متحد شوید! این نبرد روایتی است که تمام خرده روایات پیشین رنج بار زندگی هامان را می دافد. مستمر. چیزی برای از دست دادن نیست. حتی.